شعر

شعر

من مانده‌ام مهجور از او بيچاره و رنجور از او*

۳۴۶ بازديد

دوري تو
مزه قبر مي دهد چقدر!
اين گلدان هم پژمرد
كسي آبش نداده بود...

عباس معروفي

* عنوان از سعدي
و نظرتان راجع به اين و اين عكس چيست؟


عبور از تاريكي ....

۳۷۵ بازديد



در مرز ِ پايانِ شعله و آغاز ِ تاريكي

من نشسته‌ام
چشمم به نور ِ تو
بر گُرده‌ام،
تاريكي سنگيني مي‌كند.


* ليلا گفت: يخرجهم من الظلمات


عليرضا روشن 


بي چتر بيا

۳۶۹ بازديد

بي چتر بيا
حتي اگر خيال مي كني
دست‌هاي ِ كوچك ِ من  
سرپناه ِ مطمئني نيست! 

صبا مير اسماعيلي


دستت را به من بده...‏

۳۲۸ بازديد

دوستم داشته باش
از رفتن بمان
دستت را به من بده
كه در امتداد دستانت
بندري است براي آرامش

نزار قباني

اول اين عكس رو گذاشته بودم، اما به نظرم اين يكي، حس "از رفتن بمان..." رو بيشتر منتقل ميكرد.. براي همين جايگزين شد. :)
ضمن اينكه قبل تر همين جا آورده بودمش!!


بس كه طوفان زا بود درياي دل

۱,۰۵۶ بازديد

 همچو موجم
يك نفس آرام نيست
بس كه طوفان زا بود درياي دل 

رهي معيري


شوق ِ تو ...

۳۷۷ بازديد


سلسله ي شوق كيست ، سرخط ِ آهنگ ما

رشته به پا مي پرد ، از رگ ِ گل رنگ ما

بي‌دل




از احتمالِ نديدن تو مي ترسم

۳۹۵ بازديد

تمامِ ترس من اين است
 يك شب بخوابم
 و صبح
 رخسارِ تو را به ياد نياورم.

سيد علي صالحي


همدرد...

۳۸۴ بازديد

چيزي بگو بگذار تا هم صحبتت باشم
 لختي حريف لحظه هاي غربتت باشم

 اي سهمت از بار امانت هر چه سنگين تر
 بگذار تا من هم شريك قسمتت باشم

 تاب آوري تا آسمان روي دوشت را
 من هم ستوني در كنار قامتت باشم

 زخم عميق انزوايت دير پاييده است
 وقت است تا پايان فصل عزلتت باشم 


حسين منزوي


به من نگاه كن ...

۳۹۴ بازديد
چقدر حرف براي تو دارم و هر بار
در آب و تاب تماشا توان گفتن نيست

"مهدي فرجي"


كارگاه ِهستي

۳۸۷ بازديد

عاشق شو
ارنه روزي
كار ِ جهان سرآيد

ناخوانده
 نقش ِ مقصود
از كارگاه ِهستي

به مناسبت روزِ بزرگداشتِ حافظ