شعر

منم پياده روي كوچه هاي باراني...


داره مي‏باره بارونو تو نيستي
شده اين خونه زندونو تو نيستي
چقدر حسّ بديه؛ حسّ تنهايي
دارم ميشكنم آسونو؛ تو نيستي
دارم ميشكنم آسونو؛ تو نيستي...*

 

بابك روزبه
* با صداي ابي بگيريد و بشنويد

** امروز؛ اولين روز مرداد.... اينجا؛ تهران.... باران باريد...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۲:۵۹:۳۷ | مدير سايت
،

امرداد...

 

ما بدهكاريم
به كساني كه صميمانه ز ما پرسيدند
معذرت مي خواهم چندم مرداد است ؟
و نگفتيم
چونكه مرداد گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است 

(حسين پناهي)


 


بشنويد شعر «ديوونه كيه، عاقل كيه» با صداي حسين پناهي 


پ.ن ۱: يادمان باشد ۱۷ مردادسالگرد درگذشت هنرمند نازنين  حسين پناهي است...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۲:۵۹:۳۷ | مدير سايت
،

ناگهان چقدر زود دير مي شود!



حرفهاي ما هنوز ناتمام...

تا نگاه مي كني

وقت رفتن است

بازهم همان حكايت هميشگي!

پيش از آنكه با خبر شوي

لحظه ي عزيمت  تو ناگزير مي شود

آي...


ناگهان


چقدر زود

دير مي شود!

قيصرامين پور
پ ن: شنيدن خبر يك دختر جوان من رو به ياده اين شعر انداخت براي شادي روحش فاتحه قرائت كنيد


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۲:۵۹:۳۶ | مدير سايت
،

تو ميخندي … حواست نيست


تو ميخندي ، حواست نيست ، من اروم ميميرم

تو مي رقصي و من عاشق شدن رو ياد مي گيرم

چه جذابي ، چه گيرايي

چه بي منطق به چشمات ميشه عادت كرد

توي دستاي تو بايد به سيگارم حسادت كرد

.

منو پوك ميزني اروم

خرابم مي كني از سر

رژ لب روي ته سيگار

تن من زير خاكستر

منو پوك ميزني اروم

خرابم مي كني از سر

رژ لب روي ته سيگار

تن من زير خاكستر

.

.

.

تنم مي لرزه و ميري حواست نيست …

هوامو كام ميگيري حواست نيست

حواسم هست و ميميرم

حواست نيست …

كنارت اوج ميگيرم

حواست نيست

تنم مي لرزه و ميري

حواست نيست …

هوامو كام ميگيري ، حواست نيست

حواسم هست و ميميرم ، حواست نيست …

كتارت اوج مي گيرم

حواست نيست

حواست نيست …

.

تو ميخندي … حواست نيست


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۲:۵۹:۳۶ | مدير سايت
،

محو ياريم و ارزو باقيست




موج گل بي تو خار را ماند
صبح ، شبهاي تار را ماند

بي فسون نشاط خون شده ام
نشئه من خمار را ماند

چشم آيينه از تماشايش
نسخه نوبهار راماند

زندگاني و گير ودار نفس
عرصه كار زار را ماند

گل شبنم فروش اين گلشن
سينه داعدار را ماند

دود اهم ز جوش داغ جگر
نگهت لاله زار را ماند

تا نظر باز كرده اي  هيچ است
عمر برق شرار را ماند

مژه وا كردني نمي ارزد
همه عالم غبار را ماند

محو ياريم و ارزو باقيست
وصل ما انتظارا ماند

بي تو اغوش گريه الودم
زخم خون در كنار را ماند

سايه را نيست افت سيلاب
خاكساري حصار را ماند

نسخه صد چمن زديم به هم
نيست رنگي كه يار را ماند

مژه خون فشان بيدل ما
رگ ابر بهار را ماند

(بيد دهلوي)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۲:۵۹:۳۵ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 1145
بازديد ديروز : 3731
بازديد كل : 33272

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان