شعر

كسوف دل...



سجاده ام كجاست
مي خواهم از هميشه ي اين اضطراب برخيزم
اين دل گرفتگي مداوم شايد،
تأثير سايه ي من است،
كه اين سان گستاخ و سنگوار
بين خدا و دلم ايستاده ام
سجاده ام كجاست؟

زنده ياد سلمان هراتي

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۲۸ | مدير سايت
،

پاييزم، اي قناري غمگينم.....

پاييز جان! چه شوم ، چه وحشتناك
اينك، بر اين كناره ي دشت ، اينك
اين كوره راه ساكت بي رهرو
آنك، بر آن كمركش كوه ، آنك
آن كوچه باغ خلوت و خاموشت
از ياد روزگار فراموشت


پاييز جان ! چه سرد ،‌ چه درد آلود
چون من تو نيز تنها ماندستي
اي فصل فصلهاي نگارينم

سرد سكوت خود را بسراييم
پاييزم ! اي قناري غمگينم
مهدي اخوان ثالث


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۲۷ | مدير سايت
،

فـــ غ ـــان...




با من سخن تو در ميان آوردند

  گلبرگ بهار در خزان آوردند
 

خاموش ترين سكوت صحراها را

  با نام تو باز در فغان آوردند


شفيعي كدكني


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۲۷ | مدير سايت
،

ببار بر اين تنهايي...

چقدر اين دوست‌داشتن‌هاي بي‌دليل خوب است

مثل همين باران ِبي‌سوال

كه هي مي‌بارد

كه هي اتفاقا

آرام و  شمرده شمرده

مي‌بارد

سيد علي صالحي

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۲۶ | مدير سايت
،

قصه گوي ِ رفتن ها...

جادّه در انبوه مردمان هميشه تنهاست؛ زيرا كه دوست‌ش نمي‌دارند.رابيندرانات تاگور


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۲۶ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 12
بازديد امروز : 2596
بازديد ديروز : 2778
بازديد كل : 30992

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان