شعر

همتم تا مي‎رود ساز غزل گيرد به دست *




امشب تمام حوصله‌ام را
در يك كلام كوچك
در «تو»
     خلاصه كردم:
اي كاش
يك بار
تنها همين
يك بار
تكرار مي‌شدي!
تكرار...


قيصر امين پور
* عنوان از شهريار

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۳۸ | مدير سايت
،

وقت هايي كه از كنار آن نيمكت ميگذرم...‏




هر وقت

از كنار آن نيمكت مي‏گذرم
دست هايم را توي جيب هايم فرو مي‏كنم
لب هايم را به هم مي‏فشارم
سرم را پايين مي‏اندازم و
خودم براي خودم بغض مي‏كنم
و سنگ كوچكي اگر آن اطراف بود
شوتش مي‏كنم

همه ي داستان، همين بود!*

 




محسن شرو

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۳۸ | مدير سايت
،

اينچنين پرواز...‏‏

مرغ دريا؛
بادبان هاي بلندش را،
در مسير باد مي افراشت!
سينه مي سائيد بر موج هوا،
آنگونه خوش، زيبا

كه گفتي؛ آسمان را آب مي پنداشت...

فريدون مشيري

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۳۷ | مدير سايت
،

سهمِ روشني من ...

 تمام سهمِ من از روشني همان نوريست

كه از چراغِ شما در اتاق مي افتد


فاضلِ نظري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۳۷ | مدير سايت
،

ما با برگ‌هاي پاييزي نسبت فاميلي داريم

خيال قشنگي ست؛
شنيدن صداي خش خش برگ ها،
بر زير پاهايمان...
قدم زدن دو نفره مان، در پاييز!
اما هنوز؛
نه تو آمده اي،
نه پاييز...

ت.ن: عنوان برگرفته از شعري از احمدرضا احمدي ست كه قبلا هم اينجا به كارش بردم و از لذت قدم زدن بر برگ هاي پاييزي گفته ام...
حالا هم همان حس هست، اما اين يادداشت، تحت تأثير يادداشت ديگري بود كه نويسنده/شاعرش را نيافتم:
         "آرزوي قشنگي ست؛
          داشتن ردپاي تو كنار ردپاي من بر دشت سپيد پوشيده شده از برف؛
          اما هنوز نه برف آمده، نه تو..."
گفتم تا پاييز نيامده، زودتر بياورمش. :)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۳۶ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 64
بازديد ديروز : 700
بازديد كل : 392568

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان