شعر

زندگي؛ سيبي ست؛ گاز بايد زد با پوست!‏

نگاه مرد مسافر به روي ميز افتاد:
"
چه سيب هاي قشنگي!
حيات؛ نشئه تنهايي است."

/**//*]]>*/ /**/

و ميزبان پرسيد:
قشنگ يعني چه؟

- قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال!
و عشق، تنها عشق؛
تو را به گرمي يك سيب مي‏كند مأنوس!

سهراب سپهري

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۱ | مدير سايت
،

كسي با نگاهش...

كسي با سكوتش
مرا تا بيابان بي انتها جنون برد

كسي با نگاهش

مرا تا درندشت درياي خون برد

مرا بازگردان!
مرا؛ اي به پايان رسانيده!
آغاز گردان!

حميدمصدق

موسيقي بلاگ با نام بسوي دريا اثري ازجورج اسكاروليس
اپديت شد 
(+)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۱ | مدير سايت
،

دلم براي كسي تنگ است...‏

دلم براي كسي تنگ است
كه آفتاب صداقت را
به ميهماني گل هاي باغ
به ميهماني لاله هاي سر جاده
مي آورد...


پ.ن:  برگرفته از شعري از حميد مصدق است كه بنا به حال عكس يك بند به آن اضافه كرده ام.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۰ | مدير سايت
،

با چراغي من بگشتم در پي ات...‏‏

با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر
هيچ كس، هيچ كس اينجا به تو مانند نشد....


فاضلِ نظري
كتاب "گريه هاي امپراتور"


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۰ | مدير سايت
،

چون مترسك من ايستادم... خسته، تن زخمي، پوشالي...‏

چون مترسك به زير پيرهنم
قامتي از حصير، پوشالي!

مانده ام در سكوت و تنهايي

روي جاليز زرد، تو خالي




مي وزد باد سرد پاييزي
بر تن كوچه باغِ زرد خزان

بر كف ام مانده شاخه اي بي برگ
روي دوشم كلاه، آويزان

دست هايم به قامتم زنجير،
قدمم روي خاك خسته اسير

روزهايي تكيده و باريك،

با غروبي كه مي رسد دلگير

مي نشيند به روي قامت من

سايه هاي سياه بخت كلاغ

باز در گوش من همي پيچد،

گاهگاهي نفير ناله زاغ

تن بن بست خاطرم انگار،
خاطراتي ز سبزه مانده به ياد

نم نمك ميشود حصير تنم،
همسفر با كجاوه اي از باد
...رضا باب الحوائجي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۰:۵۹ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 3410
بازديد ديروز : 6454
بازديد كل : 61891

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان