شعر

شنيده ام كه كساني شبيه و شكل مرا/كنار پنجره فولاد مي‌دهند شفا

شاعري بست نشسته است كه باران بزند
ابري از شرق بيايد سوي تهران بزند.

هدهدي باز هوايي ست، كبوتر بشود!؟
پر كشد تا حرمت سر به سليمان بزند

مصلحت هست كه بد مست نگاهت باشد؟
جرعه نه، از كرمت يك دو سه ليوان بزند

طاق ابروي تو را مركز تذهيب كند
تاب گيسوي تو را گوشۀ قرآن بزند

چه عجيب است كه تو فال دل من شده ايي
طرح آن گنبد بالا كف فنجان بزند!!

بست شيرازي تو خادم بد مي خواهد
اشك و جارو بكند شعر به ايوان بزند ؟

من كه خوبم، دو سه روزيست دلم ميخواهد
آخر راه تو باشي به خيابان بزند

دكترم گفته مريض است دلش را ببرد
گره بر پنجره فولاد خراسان بزند

مسعود كرمي

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi; mso-bidi-language:FA;}

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۷ | مدير سايت
،

دور مران از در و راهم بده

كسي قدم به حرم، بي مدد نخواهد زد
بدون واسطه، دم از احد نخواهد زد

گداي كوي رضا شو كه اين امام رئوف
به سينه‏ ي احدي، دست رد نخواهد زد


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۶ | مدير سايت
،

عمر پر فرجام...



يكسال…
يا
يكروز….
چه فرقي ميكند
عمريك برگ….
وقتي
يك قرن
جاودانه ميكند
ارزوي درخت را….



دلنوشته ها -دي -۸۹


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۵ | مدير سايت
،

اينجا بهشت روي زمين فرشته‌هاست..

 

همچون نسيم صبح و سحرگاه مي‌رود
هر كس ميان صحن حرم راه مي‌رود
از هر چه غصه دارد و غم مي‌شود رها
هر سايلي به خدمت اين شاه مي‌رود


وقتي فرشته‌هاي حرم بال مي‌زنند
از سينه‌هاي شعله‌زده آه مي‌رود
اينجا بهشت روي زمين فرشته‌هاست
از كوي تو فرشته به اكراه مي‌رود


خورشيد در طواف حرم، وه! چه ديدنيست
هر شب به پاي‌بوسي آن ماه مي‌رود
باب‌الجواد راه ورودي به قلب توست
حاجت رواست هركه از اين راه مي‌رود

 فاطمه ناني راد


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۵ | مدير سايت
،

خيال كن كه غزالم...

شبيه مرغك زاري كز آشيانه بيفتد
جدا زدامن مادر، به دام دانه بيفتد

ز نازكي ز ندامت، ز بيم صبح قيامت
بدان نشان كه شنيدي، سري به شانه بيفتد

به كار آنكه برون از بهشت گشته عجب نيست
كه در جهنم غربت، به ياد خانه بيفتد

نشان گرفته دلم را، كمان ابروي ماهي
خداي را كه مبادا، دل از نشانه بيفتد

دلم به كشتي كربت، به طوف لجه ي غربت
چو از كرانه ي تربت، به بيكرانه بيفتد

شوم چو ابر بهاران، ز جوش اشك چو باران
كه دانه دانه برآيد، كه دانه دانه بيفتد

جهان دل است و تو جاني نه بلكه جان جهاني
همه سكندر و دارا، كزين فسانه بيفتند

خيال كن كه غزالم، بيا و ضامن من شو
بيا كه آتش صياد، از زبانه بيفتد

الا غريب خراسان، رضا مشو كه بميرد

اگر كه مرغك زاري از آشيانه بيفتد



بي واژه- محمد اصفهاني



ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۰۴ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 6
بازديد امروز : 1
بازديد ديروز : 1838
بازديد كل : 66296

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان