شعر

عاقبت تن مي سپارم بر تبر!‏

يك درختِ پيرم و سهم تبرها مي‌شوم
مرده‌ام، دارم خوراكِ جانورها مي‌شوم...

نجمه زارع


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۱۸ | مدير سايت
،

ساعت چهار وچند دقيقه ي بامداد است


اين وقت شب
 چهار و چند دقيقه ي بامداد است وهنوز
تمام هر چه هست
 از براي شفاي تحمل و خستگي خواب است
 درخت پنجره خيابان خواب
 و نور
 كه پابه ماه چراغ
 با شب زانو ... چانه مي زند

و من
كه از احتمال يك علاقه ي پنهان خوابم نمي برد
تنها پرنده اي كه سحرخيز تر از اذان باد و
 عطر شبنم است مي فهمد

 شب زنده دار درمان نديده اي چون من
 از چه خيال يكي لحظه ي خواب شكسته اش
 در چشم خسته نيست
كاش كسي مي آمد
 كسي مي آمد از او مي پرسيدم
 كدام كلمه چراغ اين كوچه خواهد شد
 كدام ترانه شادماني آدمي
كدام اشاره شفاي من ؟
حالا برو بخواب
ثانيه ها فرمانبر بي پرسش مرگ اند

 ساعت چهار و چند دقيقه ي بامداد است هنوز


سيد علي صالحي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۱۷ | مدير سايت
،

بر ماسه ها نوشتم... دريا! دلم را ببر...‏‏

                  نام ت را
                  نقش كردم
                  بر روي ساحل ها
                  شايد كه موج ها بيايند
                  نام ت را ببرند
                  و خودت را
                  از دلم!

دلنوشته ها


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۱۷ | مدير سايت
،

كنار سيب و رازقي .... نشسته عطر عاشقي

كنار سيب و رازقي .... نشسته عطر عاشقيي
من از تبار خستگي ... بي خبر از دل‏بستگي
عــــاشقم

ابر شدم، صدا شـدي ... شـاه شدم گـدا شدي
شعر شدم، قلم شدي .... عشق شدم، تو غم شدي
ليلاي من، درياي من .... آسوده در روياي من
اين لحظه در هواي تو .... گمشده در صداي تو
من عاشقم؛ مجنونِ تو .... گمگشته در بــارونِ تو

مجنونِ ليلي، بي خبر ... در كوچه‏ هاي‏ت در به در
مست و پريشون و خراب .... هر آرزو نقش بر آب
شايد كه روزي عاقبت .... آروم بگيرد در دلت

 

كنار هر ستاره اي ..... نشسته ابر پاره اي
من از تبار سادگي ..... بي خبر از دلدادگي
عــاشقم

ماه شدم، ابر شدي .... اشك شدم، صبــر شدي
برف شدم، آب شدي ... قصه شدم، خواب شدي
ليلاي من، درياي من .... آسوده در روياي من
اين لحظه در هواي تو ... گمشده در صداي تو
من عاشقم؛ مجنون تو .... گمگشته در بارون تو

مجنونِ ليلي، بي خبر ... در كوچه‏ هاي‏ت در به در
مست و پريشون و خراب .... هر آرزو نقش بر آب
شايد كه روزي عاقبت .... آروم بگيرد در دلت

لينك دانلود آهنگ مجنون ليلي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۱۶ | مدير سايت
،

بايد برگرديم...



ابرهاي آسمان هر سرزميني
شبيه مردمان همان سرزمين مي بارند

 ما هرگز رودرروي دريا
 با دريا سخن نگفته ايم
ما بايد برگرديم
 چه كرده هاي از ياد رفته ي راه ها را مرور كنيم
پل ها، منزل ها، واژه ها، ويرانه ها را مرور كنيم
ببينيم چند كلمه كم آورده ايم
چند چراغ شكسته
خاطره ي كدام علاقه را در خانه جا نهاده ايم
 هي روزگار غريب
اصلا اين احتمال را هم نمي دهيم
 كه گاه ممكن است يك اشتباه درست
تا كجا از يك درست بي اشتباه كامل تر باشد

سيد علي صالحي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۱۶ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 279
بازديد ديروز : 556
بازديد كل : 392083

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان