شعر

و خانه؛ خانۀ اوست...‏

بگرديد، بگرديد در اين خانه بگرديد 
در اين خانه غريبيد
؟! غريبانه بگرديد

ه.الف.سايه

* با صداي شاعر، بشنويد.
* با صداي همايون شجريان بشنويد.
* اين و اين و اين و اين و اين را هم يك نظري بياندازيد، خالي از لطف نيست.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۵۲ | مدير سايت
،

دست ها


وه چه نيروي شگفت انگيزي است،
دست هايي كه به هم پيوسته است!
به يقين، هر كه به هر جاي، درآيد از پاي
دست هايش بسته است!
فريدون مشيري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۵۲ | مدير سايت
،

آغاز سفر كاروان ِ بي بازگشت..





اين كاروان چه موذن خوش صدايي دارد..

به همراهم گفتم:
               ما با كدام كاروان
                            به مقصد ميرسيم
گفت:
كارواني كه از مذهب باطل تسلسل پيروي نمي كند
و به نيت برنگشتن ميرود.....
سلمان هراتي




پ.ن 1: عرفه آغاز سفر است.... اغاز سفر كارواني كه به نيت بر نگشتن ميرود...
پ.ن2: متن دعاي عرفه را ميتوانيد اينجا(+) ببينيد و با صداي استاد انصاريان اينجا(++) بشنويد.
پ.ن آخر: اينجا(+++) هم ترجمه ي دعاي عرفه از دكتر شريعتي و هم طرح تصوير از دكتر شريعتي بروي كتاب حج.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۵۱ | مدير سايت
،

داره مي باره بارونو تو نيستي



حوالي اين ساعت هاي باراني

جاي زيادي براي رفتن ندارم
غير از
كنار پنجرۀ خيس
يا
پشـت بــام خـانـه

يا
كوچه پس كوچه هاي اين شهر غريب...
.
.
.
خيالم راحت
خبري از آغوشِ تو نيست!




* برگرفته از اين شعر مازيار مجد.
* عنوان هم تكه اي از اين آهنگ.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۵۱ | مدير سايت
،

اين پنجره و راز دل و نم نم باران

باران مي بارد...
و من؛
در اين هواي نبودنِ تو
،
مينشينم؛ پشت پنجره ي مه گرفته...
سرم؛
تكيه ميخورد به شيشه...‏
و انگشتانم؛
بي هوا مي لغزند روي شيشه و نقش ميزنند...
و گونه هايم؛
آهسته آهسته،

خيس مي‏شوند...‏


* عنوان برگرفته از اين شعر.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۱:۵۰ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 8
بازديد امروز : 2926
بازديد ديروز : 8189
بازديد كل : 54953

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان