شعر

باور كن و نرو!‏

جاده؛
همين جادۀ لاغر
آدم را كوچك مي‏كند
كوچك را نقطه
نقطه را هيچ
.
باور نمي‏كني؟
برو!

ناشناس

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۳۸ | مدير سايت
،

تلخ!‏

تو رفتي
من هم نمردم،
قبول...
درست مثل همين چاي، بي قند!

محمد درودگري

ت.ن: انقدر خوب عكس رو با شعر هماهنگ كرده كه ترجيح دادم، همونجوري بيارمش اينجا.
البته شعر رو تو پلاس خونده بودم و همونجا هم رويش نوت زده بودم، اما تصوير مناسب برايش در ذهن نداشتم، اين خيلي خوب بود، دلم خواست اينجا باشه.
نوتم هم اين بود:
راستي، يادم نرود/ همۀ مرده ها را كه در خاك نميكنند/ بعضي هم راه ميروند، ميخورند، ميآشامند، ميخوابند و بيدار ميشوند/ اما مُرده اند...‏
و من مُرده ام/ سالهاست.../ مُرده ام كه "در من هواي هيچ كس نيست!"/ مُرده ام...

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۳۷ | مدير سايت
،

دل‏تنگم‏و دل‏خسته

دلتنگي يعني؛
همين باران هاي بي امان،
همين خيـابــان بلندِ خيــــس،
همين آدم هاي در انتظار آخرين قطار عصر،
همين چترهاي سياه روي سر...
...
دلخستگي هم يعني؛
همين من كه ديگر زير هيچ باراني هم قدم نميزنم...


دلنوشته ها

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۳۷ | مدير سايت
،

قفس مي بافم...

ميله ميله، نفس نفس مي بافم
در وهم نشسته و هوس مي بافم

تو سروي، آزاد و رها، اما من
بيد مجنونم و قفس مي بافم

بيژن ارژن


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۳۶ | مدير سايت
،

آرامم نكرد!؟

گريه كردم گريه هم اين‌بار آرامم نكرد
هرچه كردم... هرچه... آه! انگار آرامم نكرد

روستا از چشم من افتاد، ديگر مثل قبل
گرمي آغوش شاليزار آرامم نكرد

بي تو خشكيدند پاهايم كسي راهم نبرد
درد دل با سايه و ديوار آرامم نكرد

خواستم ديگر فراموشت كنم، اما نشد
خواستم، اما نشد، اين كار آرامم نكرد

سوختم آنگونه در تب، آه! از مادر بپرس
دستمال تب بر نمدار آرامم نكرد

ذوق شعرم را كجا بردي كه بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودكار آرامم نكرد

نجمه زارع


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۳۶ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 632
بازديد ديروز : 1403
بازديد كل : 394539

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان