شعر

چمدان بسته شد و...‏

  ب...
با رفتن تو من از خودم هم سيرم
با عقربـه ها، ثانيـه ها درگيــرم
مرگ آمده راه نفسـم را بستـه
وقتي چمدان بسته شود، مي ميرم

جليل صفربيگي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۴۱ | مدير سايت
،

هبوطِ فرشته

دنيايِ كوچكش را تا زده

و آرام، زير سرش گذاشته

فرشته كوچكي كه هبوطش بر زمين

تازه آغاز كرده


دلنوشته ها

پ.ن: عكس گرفته شده از اينجا (+)

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۴۰ | مدير سايت
،

بوي گندم

بوي گندم مال من ، هر چي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من ، هر چي مي كارم مال تو

 

شهيار قنبري

اين ترانه را از اينجا با صداي داريوش بشنويد.


 


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۴۰ | مدير سايت
،

آينده

اين آينده كدام بود
كه بهترين روزهاي عمر را
حرامِ ديدارش كردم؟
 
حسين پناهي   * اين عكس و اين عكس هم هست.  فكر ميكنم روزهاي خوبي را از كودكي تا به حال از دست داده ايم.    

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۳۹ | مدير سايت
،

فرش گسترده به استقبالت...‏

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمايل دارد

بي تو چنديست كه در كار زمين حيرانم
مانده ام بي تو چرا باغچه ام گل دارد

شايد اين باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلايل دارد

تا به كي يكسره يكريز نباشي شب و روز
ماه مخفي شدنش نيز تعادل دارد

كودكي فال فروش است و به عشقت هر روز
مي خرم از پسرك هر چه تفال دارد

يازده پله زمين رفت به سمت ملكوت
يك قدم مانده زمين شوق تكامل دارد

هيچ سنگي نشود سنگ صبورت ، تنها
تكيه بر كعبه بزن ، كعبه تحمل دارد...

سيدحميدرضا برقعي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۳۸ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 1244
بازديد ديروز : 3731
بازديد كل : 33371

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان