شعر

ناز انگشتاي بارون تو باغم مي‏كنه

من بهارم، تو زمين ... من زمينم، تو درخت
من درختم، تو بهار ... من درختم، تو بهار
ناز انگشتاي بارون تو باغم ميكنه
ميون جنگلا طاقم ميكنه


/**/

تو بزرگي مثل شب، اگه مهتاب باشه يا نه
تو بزرگي مثل شب
خود مهتابي تو اصلاً، خود مهتــاب
مثل شب، گود و بزرگي مثل شـب
اگه روزم كه بياد
تو تميزي، مثل شبنم، مثل صبح

تو مثل مخمل ابري، مثل بوي علفي
مثل اون ململ مه نازكي،
اون ململ مه
كه رو عطر علفا
هاج و واج مونده مردد
ميون موندن و رفتــن
ميون مرگ و حيــات

مثل برفايي تو
اگه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه
تو همون قلۀ مغرور و بلندي
كه به ابراي سياهي و به بادهاي بدي مي‏خنـ ـدي


احمد شاملو براي شنيدن

* آهنگ خونده شده رو شعر و كل شعر رو دوست دارم (البته اين شعر از روي آهنگه و احتمالا با شعر اصلي كمي فرق داره).
كلا حس خوبي داره برام.
غير اينكه خاطره داره برام. من رو ميبره به سالهاي 77-78. اولين بارهايي كه از تي وي چنين آهنگايي شنيديم. خوب يادمه كه يه شب كه تي وي همينجور و طبق معمول براي خودش روشن بود و هركس به كار خودش. مامان داشت تلفن حرف ميزد. حتي يادمه با كي. يهو تي وي يه آهنگ گذاشت كه گوش هام تيز شد. داداش بزرگه رو صدا كردم، گفتم: بيا، داريوش داره ميخونه... ميدونستم بعيده اما خب خيلي شبيه بود، خصوص تو اون چندثانيه اول خيلي شك برانگيز بود... گفتم شايد اتفاق خاصي افتاده. حتي داداشم هم شك كرد. به مامان گفتيم تلفن رو ول كن بيا گوش كن. مامان كه شنيد، به پشت خطي گفت بزن تي وي و بشنو! خلاصه اوضاع خنده و جالبي بود. بعدتر فهميديم خشايار اعتمادي بود خواننده ش.
هواي خوب بهاري
امروز و نم بارون ش، سبب زمزمه ش تو ذهنم شد.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۰۲ | مدير سايت
،

تعبير سكوت!



وقتي كه دور از همگان،
بخواهي خواب عزيزت را براي آينه تعبير كني،
معلوم است كه سكوت علامت آرامش نيست...

سيدعلي صالحي




*موسيقي بي كلام پس زمينه بلاگ از برنارد كخ (Bernward Koch) آهنگ بسيار زيباي silent star
  براي شنيدن

*صفحه مخصوص كدهاي موسيقي بلاگ شعرها وتصويرها براي قرار دادن كد اهنگ در وبلاگ


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۰۱ | مدير سايت
،

غمِ دريا دارم...‏

من كه در تنگ براي تو تماشا دارم
با چه رويي بنويسم غم دريا دارم؟

دل پر از شوق رهايي است، ولي ممكن نيست
به زبان آورم آن را كه تمنا دارم

چيستم؟! خاطره ي زخم فراموش شده
لب اگر باز كنم با تو سخن ها دارم

با دلت حسرت هم صحبتي ام هست، ولي
سنگ را با چه زباني به سخن وادارم؟

چيزي از عمر نمانده ست، ولي مي خواهم
خانه اي را كه فروريخته برپا دارم

فاضل نظري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۰۱ | مدير سايت
،

هوس



ميدانستم اخر ...
روزي من تنها ميمانم و تو...

ميدانستم اخر
روزي هرچه عاشقانه بگويم...
درتنهايي!
اين پنجره رو به خورشيد..
اين باد
اين دل...
اين هوا..
اين هوس..

هوس تنهايي بك عاشقانه ي ارام را بردلم ميگذارد...



دلنوشته ها ..

م.ب
اخرين جمعه
اسفند 90



ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۰۰ | مدير سايت
،

در هواي عشق تو پر مي‌زند با بي‌قراري

صبح بي‌تو، رنگ بعد از ظهر يك آدينه دارد
بي‌تو حتي مهرباني حالتي از كينه دارد

بي‌تو مي‌گويند: تعطيل است كارِ عشق‌بازي
عشق، اما كي خبر از شنبه و آدينه دارد

جغد، بر ويرانه مي‌خواند به انكار تو، اما
خاك اين ويرانه‌ها، بويي از آن ويرانه دارد

خواستم از رنجش دوري بگويم، يادم آمد
عشق با آزار، خويشاوندي ديرينه دارد

روي آنم نيست تا در آرزو، دستي برآرم
اي خوش آن دستي كه رنگ آبرو از پينه دارد

در هواي عشق تو پر مي‌زند با بي‌قراري
آن كبوترْچاهي زخمي كه او در سينه دارد

ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي‌گشايد
آن‌كه در دستش كليد شهر پر آيينه دارد

                                                               قيصر امين پور


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۰۰ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 3403
بازديد ديروز : 6454
بازديد كل : 61884

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان