شعر

لطفا كمي آغوش برايم بفرست...‏

جا مانده ام در اين خراب آباد

ديگر دلم به اين اسباب بازي هاي ساده هم خوش نميشود

خسته ام و ترسيده

نفس م سخت بالا مي آيد

دلم يك آغوش امن ميخواهد

دلم تو را ميخواهد

نمي خواهي مرا ببري پيش خودت؟

 

دلنوشته ها
* عنوان
*


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۱:۳۳ | مدير سايت
،

كجا بستند يا رب دستِ آن مشكل گشايان را؟!

به تلخي
جان سپردن
در صفايِ اشكِ خود بهتر



شهريار

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۱:۳۲ | مدير سايت
،

آيينه ها در چشمِ ما چه جاذبه اي دارند؟!

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما چونان كه بايدند
نه بايد ها

مثل هميشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض مي خوانم
عمريست لبخند هاي لاغرِ خود را در دل ذخيره مي كنم
باشد براي روز مبادا

اما در صفحه هايِ تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هرچه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهايِ ماست
اما كسي چه مي داند
شايد امروز نيز روز مبادا باشد

وقتي تو نيستي
نه هست هايِ ما چونان كه بايدند
نه بايد ها
هر روز بي تو، روز مباداست


آيينه ها در چشم ما چه جاذبه اي دارند
آيينه ها كه دعوتِ ديدارند
ديدارهايِ كوتاه
  از پشتِ هفت ديوار
ديوارهاي صاف
ديوارهاي شيشه اي شفاف
ديوارهاي تو
ديوارهاي من
ديوارهاي فاصله بسيارند

آه...
ديوارهاي تو همه آيينه اند
آيينه هاي من همه ديوارند


قيصر امين پور


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۱:۳۲ | مدير سايت
،

دمار از من برآوردي نمي‌گويي برآوردم؟!

فرو رفت از غمِ عشقت
دمم
دم مي‌دهي
تا كي؟!



حافظ
*



ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۱:۳۱ | مدير سايت
،

دلٍ من براي تو، دلٍ تو براي من

به همين غروب غم انگيز دلخوشم
اگر بدانم
تو هم
يك جايي نشسته اي پشت پنجره
و دلت براي من
تنگ شده...

كاظم خوشخو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۱:۳۱ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 15
بازديد امروز : 363
بازديد ديروز : 3683
بازديد كل : 62527

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان