شعر

سه شنبه خدا كوه را آفريد...!



سه شنبه

چرا تلخ و بي حوصله ؟
سه شنبه
چرا اين همه فاصله ؟
سه شنبه
چه سنگين !چه سرسخت ؛ فرسخ به فرسخ !
سه شنبه
خدا كوه را آفريد

   


 قيصر امين پور


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۴۴ | مدير سايت
،

در هواي ديدنت چشم انتظارم روز و شب!

شب در چشمان من است

به سياهي چشمهايم نگاه كن

روز در چشمان من است

به سفيدي چشمهايم نگاه كن

شب و روز در چشمان من است

به چشمهاي من نگاه كن

چشم اگر فرو بندم

جهاني در ظلمات فرو خواهد رفت



حسين پناهي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۴۳ | مدير سايت
،

توت فرنگي ها را درياب!‏

دست ميگذارم زير چانه ام
مينشينم به تماشاي اين توت فرنگي هاي سرخ
كمي با خاك آشنا وُ چسبيده به بوته
چونان قلبِ من...

دلنوشته ها
(نجوا رستگار)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۴۳ | مدير سايت
،

دير كردي نيمه‌ي عاشقترم را باد برد



شانه‌ات را دير آوردي سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پيكرم را باد برد
با همين نيمه ، همين معمولي ساده بساز
دير كردي نيمه‌ي عاشقترم را باد برد


"حامد عسگري"


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۴۲ | مدير سايت
،

اي بهار آرزو، بر سرم سايه فكن...‏


تا بهار دلنشين آمده سوي چمن
اي بهار آرزو بر سرم سايه فكن


چون نسيم نوبهار بر آشيانم كن گذر
تا كه گلباران شود كلبه ي ويران من

بيژن ترقي

حتما بشنويدش، با صداي غلامحسين بنان
اينجا كامل شعر و يادداشتم بر آن را بخوانيد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۴۲ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 98
بازديد ديروز : 5601
بازديد كل : 380461

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان