شعر

ترس ما فاصله هاست...


وحشت از عشق كه نه !
ترس ما فاصله هاست
وحشت از غصه كه نه !
ترس ما خاتمه هاست
ترس بيهوده نداريم !
صحبت از خاطره هاست
صحبت از كشتن ناخواسته ي عاطفه هاست
كوله باريست پر از هيچ كه بر شانه ي ماست
گله از دست كسي نيست !
كه مقصر دل ديوانه ماست !



به بهانه هشتم آبان پنجمين سالگرد درگذشت زنده ياد " قيصر امين پور "


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۵۳ | مدير سايت
،

ميتوان آيا به دل دستور داد؟

دست عشق از دامن دل دور باد
مي توان آيا به دل دستور داد؟
مي توان آيا به دريا حكم كرد
كه دلت را يادي از ساحل مباد؟ 

موج را آيا توان فرمود: "ايست"؟

باد را فرمود: "بايد ايستاد"؟



آن‌كه دستور زبان عشق را
بي گزاره در نهاد ما نهاد

خوب مي دانست تيغ تيز را
در كف مستي نمي بايست داد
قيصر امين پور

* براي هشتم آبان، سالروز پركشيدن قيصر...‏** واقع ش دنبال عكس بهترى بودم، چيزى كه به دل خودم بيشتر بشينه. نيافتم اونى كه ميخواستم :|

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۵۲ | مدير سايت
،

چنان گيسو پريشان گشته در بادى...دلم؛ آشفته و حيران

/**/

مثل گيسويي كه باد آن را پريشان مي‌كند
هر دلي را روزگاري عشق ويران مي‌كند

/**/

ناگهان مي‌آيد و در سينه مي‌لرزد دلت
هرچه جز ياد مرا با خاك يكسان مي‌كند

اشك مي‌داند غم افتاده‌اي مثل مرا
چشم تو از اين خيانت‌ها فراوان مي‌كند

با من از اين هم دلت بي‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره كي پشيمان مي‌كند؟

مثل مادر عاشق از روز ازل حسرت‌كش است
هركسي او را به زخمي تازه مهمان مي‌كند

عاشقان در زندگي دنبال مرهم نيستند
درد بي‌درمانشان را مرگ درمان مي‌كند...

مژگان عباسلو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۵۲ | مدير سايت
،

باران هست و تو نيستي...‏

چتر نمي‌خواهد اين هوا
تو را مي‌خواهد!

رضا كاظمي

* خوب نوشته: باران كه مي بارد/ همه چيز تازه ميشود/ حتي داغ نبودنِ تو!

** براي حال و هواي باراني اين روزهاي تهران...

*** اين تصوير هم دوست داشتم همراه كنم، منتها دلتنگي همين را كه آوردم، بيشتر ديدم. هرچند با فضاي تصوير نيامده بيشتر حال كنم، خصوص از لحاظ حضور رنگ ها :)
اين تصوير هم ببينيد.

+اينم خيلي خوووب بود با همين شعر.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۵۱ | مدير سايت
،

در گير و دار فرو ريختنم....‏

بي قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست
آه، بي تاب شدن، عادتِ كم حوصله هاست 

مثلِ عكسِ رخِ مهتاب كه افتــاده در آب
در دلم هستي و بين من و تو، فاصله هاست 

آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد؟!
بال وقتي قفس پر زدن چلچله هاست 

بي تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است
مثل شهري كه به روي گسل زلزله هاست 

باز مي پرسمت از مسألۀ دوري و عشق
و سكوت تو، جواب همۀ مسأله هـاست


فاضلِ نظري
كتاب "گريه هاي امپراتور"
پ.ن: با صداي عليرضا قرباني، از اينجا بشنويد.
ضمنا، قبل تر بيتِ ديگري از همين شعر را در اين وبلاگ آورده بودم.

عكس هم از تهرانِ بارانيِ آبان ماه ست، از ايشان.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۵۰ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 157
بازديد ديروز : 957
بازديد كل : 381477

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان