شعر

ناخاطرات

چه قدر چاي
كه ننوشيدم
در كافه‌ هايي كه
با تو نرفتم
و چه نيمكت‌ها
كه مرا كنار تو
نديده
فراموش كردند...

مژگان عباسلو* اين عكس هم مناسب بود و شايد عام تر. نظر شما؟


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۹:۱۸ | مدير سايت
،

باب الجواد راه ورودي به قلب توست..حاجت رواست هركه از اين راه ميرود؟*‏

آقا! قرارِ شاه و گدا يادتان كه هست؟
مشهد، حرم، وروديِ باب الجوادتان

شاعر؟!* شعر عنوان، بدون حالت سوالي، در اينجا آمده.
** تازه از مشهد آمده ام و اين سري، قسمت مان بود كه ورودهايمان از باب الجواد باشد.
*** خوشا به حال خيالي كه در حرم مانده...كه هرچه خاطره دارد، از آن محل مانده...

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۹:۱۶ | مدير سايت
،

دارم قدم قدم به تو نزديك مي شوم

قلبي شكست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره مي زنند... مريضي شفا گرفت

ديدي كه سنگ در دل آيينه آب شد
ديدي كه آب حاجت آيينه را گرفت

خورشيد و آمد و به ضريح تو سجده كرد
اينجا براي صبح خودش روشنا گرفت

پيغمبري رسيد و در اين صحن پر ز نور
در هر رواق خلوت غار حرا گرفت

از آن طرف فرشته اي از آسمان رسيد
پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت

زير پرش نهاد و به سمت خدا پريد
تقديم حق نمود و سپس ارتقا گرفت

چشمي كنار اين همه باور نشست و بعد
عكسي به يادگار از اين صحنه ها گرفت

دارم قدم قدم به تو نزديك مي شوم
شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت

دارم به سمت پنجره فولاد مي روم
جايي كه دل شكست و مريضي شفا گرفت

رحمان نوازني
پ.ن: هفته پيش توفيق شد و رفتيم زيارت امام رئوف. ميخواستم قبل رفتن اين را بگذارم اما فرصت نشد. حالا ميآورم.يك نكته هم كه نميدانستم، اينكه؛ توي محرم و صفر، نقاره نميزنند.ضمناً برگرفته از اين پست است.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۹:۱۵ | مدير سايت
،

آنچه مي ماند از زندگي...


براي آنچه كه دوستش داري

از جان بايد بگذري ؛

بعد

مي ماند زندگي

و آنچه كه دوستش داشتي . . .
"شمس لنگرودي"


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۹:۱۴ | مدير سايت
،

شور بپا مي كند، خون تو در هر مقام/ عشق به پايان رسيد، خون تو پايان نداشت

هيهات تا كه از نظرم رفت دلبرم
من خاك ره به سر چه كنم؟
خاك بر سر م
...

بيدل

ت.ن: در خرم آباد و بعضي شهرهاي ديگر، روز عاشورا، حوضچه هاي گِل آماده ميكنند كه مردم اول صبح، خودشان را به آن آغشته ميكنند و بعد هم كنار آتش مي ايستند تا خشك شوند و طي روز، مراسمات و دسته ها و سينه زني ها...
حركت برايم جالب بود... اين خاك بر سر شدن را نشان دادن، اين شور و اين حس...

پ.ن: جرقه اين پست، اينجا خورد. براي عصر عاشورا ست، هرچند ديرتر دارد فرصت بروز پيدا ميكند، اما زمانش درست خواهد خورد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۹:۱۳ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 271
بازديد ديروز : 3683
بازديد كل : 62435

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان