شعر

بي پروا...


بر عندليب عاشق گر بشكني قفس را

از ذوق اندرونش پرواي در نباشد


سعدي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۱۷ | مدير سايت
،

من چهره‌ات را بي‌شكر مي‌پسندم

چرا دوستت دارم ... از من نپرس

مرا اختياري نيست ... و تو را نيز

.....

گفتارت فرش ايراني ست

و چشمانت گنجشككان دمشقي

كه مي پرند از ديواري به ديواري

و دلم در سفر است چون كبوتري

بر فراز آب هاي دستانت

و خستگي در مي كند در سايه ي

ديوارها ...

و من دوستت دارم

مي ترسم كه با تو يكي شوم

مي ترسم كه در تو مسخ شوم

تجربه يادم داده كه از عشق زنان

 دوري كنم

و از موج هاي دريا

اما با عشقت نمي جنگم ...

كه عشق تو روز من است

با خورشيد روز نمي جنگم

با عشقت نمي جنگم ...

هر روز كه بخواهد مي آيد و هر وقت

كه بخواهد مي رود

و نشان مي دهد كه گفتگو كي باشد

و چگونه باشد

.....

بگذار برايت چاي بريزم

امروز به شكل غريبي خوبي

صدايت نقشي زيباست

بر جامه اي مغربي

و گلوبندت چون كودكي بازي مي كند

زير آيينه ها ...

و جرعه اي آب از لب گلدان مي نوشد

بگذار برايت چاي بياورم

راستي گفتم كه دوستت دارم ؟

گفتم كه از آمدنت چقدر خوشحالم ؟

حضورت شادي بخش است

مثل حضور شعر

و حضورت قايق ها

و خاطرات دور

.....

بگذار برايت ترجمه كنم

حرف هاي صندلي را

 كه به تو خوشامد مي گويد

بگذار تعبير كنم روياي فنجان ها را

كه در فكر لبانت هستند

و روياي قاشق را و شكر را ...

بگذار به حرفي تازه از الفبا

مهمانت كنم

بگذار كمي كم كنم

از خودم

و بيفزايم بر عشق ميان تمدن

 و بربريت

.....

از چاي خوشت آمد ؟

كمي شير مي خواهي ؟

همين كافيست -

مثل هميشه -

يك پيمانه شكر ؟

اما من چهره ات را بي شكر مي پسندم

.....

براي بار هزارم مي گويم

كه دوستت دارم

چگونه مي خواهي شرح دهم

 چيزي را كه شرح دادني نيست ؟

چگونه مي خواهي حجم اندوهم را

تخمين بزنم ؟

اندوهم چون كودكي ست ...

هر روز زيباتر مي شود و بزرگ تر

بگذار به تمام زبان هايي كه مي داني و

نمي داني بگويم

تو را دوست دارم

بگذار لغت نامه را زيرورو كنم

تا واژه اي هم اندازه ي اشتياقم

به تو

واژه هايي كه سطح سينه هايت را

بپوشاند

با آب و علف و ياسمن

بگذار به تو فكر كنم

و دلتنگت باشم

به خاطر تو

گريه كنم و بخندم

و فاصله وهم و يقين را بردارم

«نزار قباني»


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۱۶ | مدير سايت
،

چگونه گرم شود اندرون يخ كرده؟

هي من ببافم... هي تو بشكاف
هي من خيال ببافم وُ هي تو همۀ اين خيال هاي خوش را بشكاف
اصلاً حواس ت هست به زمستانِ سختِ پيشِ رو؟
چگونه يخ نكنم؟
                 بي خيال... بي رؤيا... بي تو....


دلنوشته ها
(نجوا رستگار)

* عنوان با توجه به مصرع: چگونه شاد شود اندرون غمگينم؟
ضمن اينكه
ميتونه
اينم به جاى عنوان باشه: شالِ خيال...‏
يا حتي اين تيكه از مژگان عباسلو: كولي امروز توي دستم خوند:/ يه زمستون سخت در راهه...

+ دلنوشته برگرفته از مطلبي بود كه زماني، خونده بودمش و گوشه ذهنم مونده بود. امروز ديدم ش اينجا.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۱۵ | مدير سايت
،

تهرانِ من

تهران را دوست دارم
بس كه شبيه من است
پرهياهو، آلوده، دوست نداشتني!
پر رفت و آمد و سرآخر؛ تنها!
تهران را دوست دارم

بس كه شبيه من است

تهران، شهر من است!‏


دلنوشته ها

(نجوا رستگار)

ت.ن: يك روز كه آلودگى هواى شهرم از حد مجاز بالاتر رفته بود و تعطيل شده بود، يك روز كه يك سرى حس نه چندان خوب هم در من بروز كرده بود، اينها به ذهنم رسيد و نوشتم شان...
توى پلاس كه منتشر كردم، ديسلايك ها برايم جالب توجه بود... حتى اعتراف ميكنم كه حس خوبى داشت :)
اما خود نوشته را دوست دارم... تهران را هم... با وجود همه نكات منفى، اما من دوستش دارم و غرهايم را به تهران نميزنم (متفاوت از اين همه آدمى كه ساكنش مانده اند و بد و بى راه هم نثارش ميكنند). كه مأمنى بوده برايم... كه راحت و بدون نگرانى از نگاه ها، ميتوانستم توى خيابان هايش بدَوم يا گريه كنم يا حتى خنده....
پيشنهاد ميكنم بى توجه به گوينده و آن حس بد ش بخوانيد. خصوص كه حس هايى مثل آلودگى و پرهياهويى و پر رفت و آمدى و تنهايى قابل توجيه ند :)
كه "پرغلغله و درون تهى چون ناييم"...
كه آلودۀ گناهان و معاصى يم و مدام بايد بخوانيم: "ظلمت نفسي"...‏
كه هر روز با آدم هاى جديدى آشنا ميشويم، كه ميآيند و ميروند و تنها اثرى ميگذارند و فاجعه همينجاست...
كه "بشر ميمرد،‌ در تنهايى با هم بودن"... كه تنهايى روزى ِ آدمى ست و از همان وقت كه از او دور افتاد و در غربت زمين گرفتار، تنهايى همراهش شد...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۱۵ | مدير سايت
،

دور مي شوم، دور

قايقت مي شوم؛

بادبانم باش

بگذار هرچه حرفْ پشت‌مان مي‌زنند مردم؛

باد هوا شود،

دورترمان كند!

«رضا كاظمي»


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۱۴ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 236
بازديد ديروز : 842
بازديد كل : 395834

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان