شعر

بهار بدون تو..

اينجا براي از تو نوشتن هوا كم است
دنيا براي از تو نوشتن مرا كم است 

اكسير من نه اين كه مرا شعر تازه نيست
من از تو مي نويسم و اين كيميا كم است 

سرشارم از خيال ولي اين كفاف نيست
در شعر من حقيقت يك ماجرا كم است 

تا اين غرل شبيه غزل هاي من شود
چيزي شبيه عطر حضور شما كم است 

گاهي ترا كنار خود احساس مي كنم 
اما چقدر دل خوشي خواب ها كم است 

خون هر آن غزل كه نگفتم به پاي توست 
آيا هنوز آمدنت را بها كم است؟

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۰۵ | مدير سايت
،

من نه خود مي روم، او مرا مي كشد*

رنج
مرا
كشان كشان
از پي خود دوانده است
...


ناشناس     
 *عنوان از هوشنگ ابتهاج

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۰۵ | مدير سايت
،

دويديم و به جايي نرسيدم

چون
اشك
دويديم
و
به
جايي
نرسيديم!

بيدل دهلوي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۰۴ | مدير سايت
،

ديوار

 

ديوار كه باشي

 عاشق كسي مي‌شوي

 كه يادش نيست

 كِي

 كجا

 به سينه‌ات تكيه داده است

مجتبي صنعتي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۰۴ | مدير سايت
،

اي روشني ِ صبح ، به مشرق بازگرد...

چون آفتابِ خزاني،  
بي تو دل ِمن گرفته‌ست...  


حسين منزوي

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۰۳ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 463
بازديد ديروز : 3683
بازديد كل : 62627

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان