شعر

بي پرندگي...




سـقـف ِ امـنـي اسـت آسـمـانـم

    از بـي ‌بـامـي ، گـلايـه‌ اي نـيـسـت

                                بـي ‌پـرنـدگـي، درد  ِ مــُـزمـن  ِ ايـن روز هـاسـت...


" علي صالحي بافقي "

*ياد ابن شعر هم ميوفتم...

آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي...قصه اينست كه تا چه اندازه كبوتر باشي...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۰۴ | مدير سايت
،

دو چشم منتظر را تا به كي بر آستان خانه ميدوزيم؟!‏

فرق است ميان آنكه يارش در بر
با آن كه دو چشم انتظارش بر در

سعدي

*عنوان برگرفته از شعري از نادر نادرپور


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۰۳ | مدير سايت
،

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم ..موجيم كه آسودگي ما عدم ِ ماست

به سانِ رود

كه در نشيب ِدرّه سر به سنگ مي زند،

رونده باش

اميد ِ هيچ معجزي ز مرده نيست 

"زنده" باش ...
      

هوشنگ ابتهاج

*تقديم به همه ي آنها كه اينجا را ميخوانند


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۰۳ | مدير سايت
،

دل بسته ام ....!


زخـم

زنـدگـي‌ات

مـنـم...

 

هـمـه بـه زخـم ‌هـايـشـان

دسـتـمـال مـي ‌بـنـدنـد

تـو امـا

بـه زخـمـت

دل

بـسـتـه‌ اي...

انسيه اكبري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۰۲ | مدير سايت
،

آمدم از كربلا اما دلم آنجا بماند...‏

ز كربلا اومدم،
اين دل،
جا مونده تو حرم‏ش
قرارِ دل، ز كفم برده،
غبار رو حرم‏ش...

پ.ن1: باز آمدم، باز آمدم... از پيش آن شاه آمدم...
و از وقتي آمده ام، ذكر مدامم شده اين دو خط بالا...
گرچه هر كدام صحن ها و حرم ها، يك جور خاصي آدم را اهلي خودش ميكند و آدم يكجوري و به خواست خودش، دلش را آنجا جا ميگذارد...
زود ميگذرند لحظه ها و وقتي ميآيي تازه ميفهمي چه را از دست داده اي... گرچه هنوز داغم...

پ.ن2: دنبال يك عكس مناسب ميگشتم، اين را كه اينجا ديدم، به دلم نشست، شايد به خاطر كبوتر ها كه گاهي توي صحن كنارت مينشينند و دانه برميگرند.

پ.ن3: شعر از يك مداحي در ذهنم مانده بود، فقط ضميرش را تغيير دادم، خواستيد، از اينجا بگيريد و بشنويد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۰۱ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 618
بازديد ديروز : 1403
بازديد كل : 394525

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان