شعر

خاموشي جيرجيرك ها

آهاي
كي جيرجيرك ها را

ساكت كرد؟

دلم نمي خواهد تابستان تمام شود.


باب راتسكا


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۱۴ | مدير سايت
،

«گر بگويند مرا با تو سر و كاري نيست .. در و ديوار گواهي بدهد كاري هست» *



جگري شعله شد و سوخت و خاكستر شد
شمع خاموش شد از باد و گلي پرپر شد
بازهم زهر نشست و بدني گشت كبود
باز ياسي به زمين ريخت و نيلوفرشد
مو سفيدي به زمين خوردو به او خنديدند
پيرمردي ز نفس ماند كماني تر شد
خانه سوخته را بار دگر سوزاندند
باز تكرار غم آتش و دود و درشد
همه بر مركب و من در پي شان روي زمين
بين اين آه فقط نا له ي من مادر شد
دست من بسته و از داغ غمت افتادم
ياد دستت كه به دنبال علي پرپر شد
ياد دستان يتيمي كه به اميد پدر
بين زنجير ترك خورد و كمي لاغر شد
گوشواره،گل سر رفت ز يادش اما
در عوض روضه ي او غارت انگشتر شد


حسين بوسر


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۱۴ | مدير سايت
،

راه باريك و افق تاريك


نيمه راهي طي شد اما
نيمه جاني هست،
باز بايد رفت، تا در تن تواني هست...
باز بايد رفت، راه باريك و افق تاريك، دور يا نزديك...
باز بايد رفت! ...

بي كران تا بي كران امواج خاموش زمان جاري ست
زير پاي رهروان خوناب جان جاري است
آه
اي كه تن فرسودي و هرگز نياسودي
هيچ آيا يك قدم ديگر تواني راند؟
هيچ آيا يك نفس ديگر تواني ماند؟


فريدون مشيري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۱۳ | مدير سايت
،

از گوش يك برگ

من زندگي مي‌كنم با طبيعت
همچون آن بادِ در گذر
از روي ايمان برگ.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۱۳ | مدير سايت
،

من به خال لب ت اي دوست..

  زير لب وقت نوشتن، همه كس نقطه نهد
وين عجب نقطه ي خال تو، به بالاي لب است..

شاطر عباس صبوحي

*فكر كنم همه بدونند كه شعر عنوان از امام(ره)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۰:۱۲ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 167
بازديد ديروز : 957
بازديد كل : 381487

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان