شعر

تو را به دل پاييزي ات...


وقتي كه مي رفتي
بهار بود

تابستان كه نيامدي
پاييز شد

پاييز كه برنگشتي
پاييز ماند

زمستان كه نيايي
پاييز مي ماند

تو را به دل پاييزي ات

فصلها را
به هم نريز


عباس معروفي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۸ | مدير سايت
،

مرگ بر مرگ...



در زماني كه بر خاك غلطيد
از تگرگ سحرگاهي،
                         آن برگ،

زير لب،
        تند،
            باباد مي گفت:

زنده بادا،
زندگاني!
مرگ بر مرگ!
            مرگ بر مرگ!


شفيعي كدكني


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۷ | مدير سايت
،

از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود

در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌اي برون آي، اي كوكب هدايت...‏

حافظ  
براي شنيدن


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۷ | مدير سايت
،

حيران در اين چرخ فلك...‏

اين چرخ فلك كه ما در او حيرانيم 
فانوس خيال از او مثالي دانيم 

خورشيد چراغداران و عالم فانوس 
ما چون صوريم كه اندر او حيرانيم

خيام

پ.ن: قبلا همين شعر، اينجا آمده، اما اين عكس را كه ديدم، بي هوا همين شعر به ذهنم رسيد و دلم خواست بياورمش.
ضمنا پيشنهاد ميكنم يك سري هم به اين لينك بزنيد، لينك هاي مرتبط و يك خوانش بر روي اين شعر از گروه Axiom of choice را لينك داده كه به نظرم جالب است اگر اهلش باشيد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۶ | مدير سايت
،

خشك ميشويم و ميافتيم...‏

سبك و سوخته برگي شده ايم،
در كف باد هوا چرخنده...

سياوش كسرايي

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۶ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 189
بازديد ديروز : 842
بازديد كل : 395787

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان