شعر

اين پنجره و راز دل و نم نم باران

باران مي بارد...
و من؛
در اين هواي نبودنِ تو
،
مينشينم؛ پشت پنجره ي مه گرفته...
سرم؛
تكيه ميخورد به شيشه...‏
و انگشتانم؛
بي هوا مي لغزند روي شيشه و نقش ميزنند...
و گونه هايم؛
آهسته آهسته،

خيس مي‏شوند...‏


* عنوان برگرفته از اين شعر.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۲۰ | مدير سايت
،

به سوي تو، به شوقِ رويِ تو، به طرفِ كويِ تو، سپيده دم آيم، مگر تو را جويم، بگو كجايي؟

در بيابان گر به شوق كعبه، خواهي زد قدم
سرزنش ها گر كند خار مغيلان، غم مخور...

حافظ
پ.ن: آهنگِ عنوان رو با صداي كوروس سرهنگ زاده از اينجا، و با صداي مهران زاهدي، از اينجا بگيريد و بشنويد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۲۰ | مدير سايت
،

احرام چو بستيد، از اين باديه رستيد...‏

اي قوم به حج رفته كجاييد؟ كجاييد؟
معشوق همين جاست، بياييد... بياييد

مولوي

پ.ن: عكس را قبل از اين، اينجا آورده ايم، منتها به اين شعر هم ميآمد، خصوص كه بي تناسب به اين ايام هم نيست...
ضمنا توصيه ميكنم نواي شعر را با صداي هژير مهرافروز از اينجا دانلود كنيد و بشنويد. من كه دوست دارم.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۹ | مدير سايت
،

خسته ي يك خواب بلند نزديكم...



به خدا من خسته‌ام
خيلي دل‌م مي‌خواهد از اين‌جا
به جانب ِ آن رهايي ِ آرام ِ بي‌دردسر برگردم،
آيا تو قول مي‌دهي
دوباره من از شوق سادگي... اشتباه نكنم؟
...

حالا چمدانت را بردار
آرام و پاورچين از پله‌ها به جانب آسمان بيا،
ما دوباره به خواب ِ دور ِ هفت دريا و
هفت رود و هفت خاطره برمي‌گرديم..
آن‌جا تمام ِ پريان ِ پرده‌پوش،
در خواب‌ ِ ني‌لبك‌هاي پرخاطره، ترانه مي‌خوانند

آن‌جا خواب هم هست،‌ اما بلند...
ديوار هم هست، اما كوتاه...
فاصله هم هست، اما نزديك...

سيد علي صالحي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۹ | مدير سايت
،

كليدي بايد؛ براي رفع دل گرفتگي ها...‏

گيرم كليد را در قفل در چرخاندي،
دلت باز نخواهد شد!

گروس عبدالملكيان

*


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۸ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 5386
بازديد ديروز : 2607
بازديد كل : 40120

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان