شعر

آرامم نكرد!؟

گريه كردم گريه هم اين‌بار آرامم نكرد
هرچه كردم... هرچه... آه! انگار آرامم نكرد

روستا از چشم من افتاد، ديگر مثل قبل
گرمي آغوش شاليزار آرامم نكرد

بي تو خشكيدند پاهايم كسي راهم نبرد
درد دل با سايه و ديوار آرامم نكرد

خواستم ديگر فراموشت كنم، اما نشد
خواستم، اما نشد، اين كار آرامم نكرد

سوختم آنگونه در تب، آه! از مادر بپرس
دستمال تب بر نمدار آرامم نكرد

ذوق شعرم را كجا بردي كه بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودكار آرامم نكرد

نجمه زارع


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۰۹ | مدير سايت
،

پر از رقصيدن گنجشك ها باش!‏

پر از رقصيدن گنجشك ها باش
هميشه بر تن گنجشك ها باش
به مردم اعتمادي نيست، باران
خودت پيراهن گنجشك ها باش



سيدحبيب نظاري

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۰۹ | مدير سايت
،

من و تو، چون دو نيمه سيب...‏

چنان كه از قفس هم دو يا كريم به هم
از آن دو پنجره ما خيره مي شديم به هم 

به هم شبيه، به هم مبتلا، به هم محتاج
چنان دو نيمه سيبي كه هر دو نيم به هم

 من و توايم دو پژمرده گل ميان كتاب
من و توايم دو دلبسته از قديم به هم

شبيه يكدگريم و چقدر دلگير است
شبيه بودن گل هاي بي شميم به هم

من و تو رود شديم و جدا شديم از هم
من و تو كوه شديم و نمي رسيم به هم

بيا شويم چو خاكستري رها در باد
من و تو را برساند مگر نسيم به هم...

فاضل نظري

از كتاب "گريه هاي امپراتور"

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۰۸ | مدير سايت
،

ماه را ميشود از حافظۀ آب گرفت!؟

سنگ در بركه مي اندازي و مي پنداري
با همين سنگ زدن ماه به هم مي ريزد

كِي به انداختـنِ سنگ پيـاپـي در آب
مـاه را مي‏شود از حافظۀ آب گرفت؟!

فاضل نظري

ت.ن: دو بيت آورده شده، از دو شعر مختلف از كتاب "گريه هاي امپراتور" است. بيت اول از غزل "مي پندارم ماه!" و بيت دوم از غزل "از حافظه ماه" گرفته شده و به خواست من اينجا كنار هم نشستن.
ضمنا لازم به ذكره كه ضمير بيت اول را به عمد تغيير داده ام و البته دوست تر داشتم ضمير جمع مخاطب بياورم كه چون حس كردم كمي وزن اش به هم ميريزد، گذشتم.

اين عكس و اين عكس هم ببينيد و حوصله داشتيد نظر بديد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۰۸ | مدير سايت
،

تو با كدام زبان حرف مي‌زني؟!

گنجشك‌ها با تو دوستند

گربه‌ها از صداي پايت فرار نمي‌كنند

سوسك‌ها - اگر تو بخواهي - كنار دمپايي‌ها دراز مي‌كشند

جانور درونم آرام شده است

تو با كدام زبان حرف مي‌زني؟!

حافظ موسوي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۰۷ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 569
بازديد ديروز : 1403
بازديد كل : 394476

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان