شعر

مرا به غروب ِ جمعه آويختي و رفتي

در فال ِ حافظ ِ چشمانت
ديگر
صبايي نيست ...

صبا مير اسماعيلي
عنوان نيز هم


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۱۹ | مدير سايت
،

بخشندگي باد

يك وقت اگر
موج ِ موهايت سوي ِ من آمد
به حساب بخشندگي باد مگذار
بدان
قلبت برايم لرزيده است!

محسن شرو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۱۸ | مدير سايت
،

ايوان ِ آفتاب

نيم ساعت پيش،
خدا را ديدم
كه قوز كرده با پالتوي مشكي بلندش
سرفه كنان
در حياط از كنار دو سرو  ِ سياه گذشت
و رو به ايواني كه من ايستاده بودم، آمد
آواز كه خواند، تازه فهميدم
پدرم را با او اشتباهي گرفته ام!

حسين پناهي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۱۸ | مدير سايت
،

ريشه بدوان در من....

از هيچ
پرت مي‌شوم اينجا
و دانه‌ات را باد
از هيچ كجاي بالا‌دست
رها مي‌كند روي دامن امنم
تو ريشه مي‌زني در من
سبز مي‌شوي
و روي كتف‌هاي تو لانه مي‌سازم
براي روز مبادا
براي گريه‌هاي طولاني
براي لحظه‌هاي كوتاهي
كه با تو قهر خواهم كرد

و بعد از آشتي
زمين دوباره همان گلوله‌ي آبي‌ست
كه رها مانده در بلندي اعماق
چقدر زير پايمان خالي‌ست
و آسمان
چقدر خالي‌تر


رويا زرين


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۱۷ | مدير سايت
،

چه دشوار است پيمودن...

الا يا ايها الساقي، أدر كأسا و ناولها

 كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها



حافظ


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۱۷ | مدير سايت
،
شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

شعر

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

h

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 675
بازديد ديروز : 842
بازديد كل : 396273

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان