شعر

و زماني شده است، كه به غير از انسان، هيچ چيز ارزان نيست*

صحبت از پژمردن يك برگ نيست
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرُست
فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست
در كويري سوت و كور
در ميان مردمي با اين مصيبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق
گفتگو از مرگ ”انسانيت“ است!‏

فريدون مشيري


* انتخاب شعر و تصوير، هر دو از ايشان است، اما انقدر خوب و تأمل برانگيز بود كه حيفم آمد اينجا نياورم...
* عنوان از شعر حميد مصدق:

دشتها، آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد روئيد
در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد؟
فكر نان بايد كرد و هوايي كه در آن نفسي تازه كنيم
گل گندم خوب است... گل خوبي، زيباست
اي دريغا كه همه مزرعۀ دلها را، علف هرزۀ كين پوشانده ست
هيچكس فكر نكرد كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند كه چرا سيمان نيست؟
و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست؟
و زماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۲۴ | مدير سايت
،

بازي روزگار

از پس پرده نگاه كن، مثل شطرنج زمونه
هركسي مثل يه مهره، توي اين بازي ميمونه

يكي مثل ما پياده، يكي صد ساله سواره
يه نفر خونه به دوش ه، يكي دوتا قلعه داره

يه طرف همه سياهو، يه طرف همه سفيدن
رو به روي هم يه عمر ه، ما رو دارن بازي ميدن

اونا كه اول بازي توي خونۀ تو و من
پيش پاي اسب دشمن، اون همه سرباز رو چيدن

ببين امروزم تو بازي، ميون شاه وُ وزيرن
 هنوزم بدون حركت، پشت ما سنگر ميگيرن

تاج و تخت شاه ديروز، در قلعشون نميشه
به خيالشون كه اين تاج، سرشونه تا هميشه

يادشون رفته كه اون شاه، كه به صد مهره نمي‏باخت
تاج وُ از سرش تو ميدون، لشكر پياده انداخت

اونكه مارو بازي ميده، اونيكه مهره رو چيده
اونكه نه شاه نه سرباز، نه سياهه، نه سفيده

از پس پرده نگاه كن


روزبه بماني
براي شنيدن


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۲۴ | مدير سايت
،

نغمهٔ روسپي


بــده آن قــوطــي ســرخــاب مــرا            تـا زنـم رنـگ به بي رنگي ِ خويش
بـــده آن روغــن ، تــا تــازه كــنــم           چـهـره پـژمـرده ز دلـتـنـگي خويش
بـده آن عـطـر كـه مـشـكين سازم           گــيــســوان را و بــريــزم بــر دوش
بـده آن جـامـهٔ تـنـگـم كـه كـسـان           تـــنـــگ گـــيــرنــد مــرا در آغــوش
بـــده آن تـــور كـــه عـــريــانــي را           در خَمَش جـلـوه دو چندان بخشم
هــوس انــگــيــزي و آشــوبـگـري           بـه سـر و سـيـنه و پستان بخشم
بـده آن جـام كـه سـرمست شوم           بـه سـيـه بـخـتـي خود خنده زنم :
 روي ايــن چـهـرهٔ نـاشـاد غـمـيـن           چـهـره يـي شـاد و فـريـبـنـده زنـم
واي از آن هـمـنـفـس ديشب من-           چــه روانــكــاه و تــوانـفـرسـا بـود
لـيـك پـرسـيـد چـو از مـن ،‌ گفتم :          كـس نـديـدم كـه چـنـيـن زيبا بود !
وان دگر همسر چندين شب پيش          او هــمــان بـود كـه بـيـمـارم كـرد :
آنـچـه پـرداخـت ، اگر صد مي شد           درد ، زان بـــيـــشــتــر آزارم كــرد .
پُر كــس بـي كـسـم و زيـن يـاران           غـمـگساري و هواخواهي نيست
لــاف دلــجــويــي بــســيـار زنـنـد           لـيـك جـز لـحـظهٔ كوتاهي نيست
نــه مـرا هـمـسـر و هـم بـالـيـنـي           كـه كـشـد دسـت وفـا بـر سر من
نـــه مـــرا كــودكــي و دلــبــنــدي          كــه بــرد زنــگ غـم از خـاطـر مـن
آه ، ايـن كـيست كه در مي كوبد ؟          هــمــسـر امـشـب مـن مـي آيـد !
واي، اي غـم، ز دلـم دسـت بكش          كـايـن زمـان شـادي او مـي بـايد !
لـب مـن -  اي لـب نـيرنگ فروش -           بــر غـمـم پـرده يـي از راز بـكـش !
تــا مــرا چــنــد درم بــيـش دهـنـد           خنده كن ، بوسه بزن ، ناز بكش !

سيمين بهبهاني


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۲۳ | مدير سايت
،

من براي تو ميخونم، هنوز از اين ور ديوار...هرجاي گريه كه هستي، خاطره هاتو نگه دار...‏

ﻣﻦ ﺑﺮاي ﺗﻮ ﻣﻴﺨﻮﻧﻢ
ﻫﻨﻮز از اﻳـن ور دﻳﻮار
ﻫﺮﺟﺎي ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻪ هستي
ﺧـﺎﻃـﺮه ﻫﺎﺗـﻮ ﻧـﮕـﻬﺪار

ﺗﻮ ﻧﻤﻴﺪوني ﻋﺰﻳﺰم
ﺣﺎل روزﮔﺎر ﻣﺎ رو
ﺗﻮي ذﻫﻦ آﻳﻨﻪ ﺑﺸﻤﺎر
ﺗﻚ ﺗﻚ ﺣـﺎدﺛﻪ ﻫﺎ رو

 ﺧـﻮرﺷﻴـﺪ رو از ﻣﺎ ﮔﺮﻓـﺘﻦ
ﺷُﻜﺮ ﺷﺐ ﺳﺘﺎره ﭘﻴﺪاﺳﺖ
از ﻧﮕﺎه ﻣﺎ ﺟﺮﻗﻪ
ﺻﺪ ﺗﺎ ﻓﺎﻧﻮسِ ﻳﻪ روﻳﺎﺳﺖ

ﻣﻦ ﺑﺮاي ﺗﻮ ﻣﻴﺨﻮﻧﻢ
ﺑـﻬﺘﺮﻳﻦ ﺗﺮاﻧـﻪ ﻫﺎرو
دل دﻳـﻮارو ﺑـﻠﺮزون
ﺗﺎزه ﻛﻦ ﺧﻠﻮت ﻣﺎرو

ﻫﻢ‏غصه ﺑﺨﻮن ﺑﺎ ﻣﻦ
ﺗـﻮ اﻳﻦ ﻗـﻔﺲ بي ﻣﺮز
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﭼﺮاغ ﺳﺮخ
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﭼﺮاغ ﺳـﺒﺰ

ﻫﻢ‏غصه ﺑﺨﻮن ﺑﺎ ﻣﻦ
ﺗـﻮ اﻳﻦ ﻗـﻔﺲ بي ﻣﺮز
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﭼﺮاغ ﺳﺮخ
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﭼﺮاغ ﺳـﺒﺰ

يغما گلرويي

براي شنيدن

* خيلي افتاده روي زبانم...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۲۳ | مدير سايت
،

خودمو بغل ميگيرم!‏

خودم را دوست دارم
از روزي كه دريافته ام
جز خودم كسي را ندارم
كه دلداريم بدهد
برايم آواز بخواند
و با همۀ بدي‏هايم
تركم نكند.. .
از وقتي خودم را دوست دارم
ديگر تنها نيستم !


دل آرا قهرمان


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۲۲ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 10
بازديد امروز : 1137
بازديد ديروز : 6454
بازديد كل : 59618

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان