شعر

ياد تو ...

ياد تو
پوستيني است كه بين من و زمستان
فاصله مياندازد

نام تو
شعله نه
تكه اي از تابستان است
كه گوشه ي دلم ميسوزد
و سوي چشمانم است
وقتي براي يافتنت - كورمال كورمال -
دنيا را لمس ميكنم

يك آن آفتابي ميشوي
و تمام معني زندگي در همان لحظه ميچكد - غليظِ غليظ -

نام تو
مرگ را به تاخير مياندازد.

"ساغر شفيعي"


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۳۵ | مدير سايت
،

مرا بخوان كه پس از اين همه الهه ي ناز

مرا بخوان كه حروفم پر از عسل بشود!
مرا بخواه كه هر قطعه ام غزل بشود!
مرا بخوان كه پس از اين همه «الهه ي ناز»
دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود

غلامرضا طريقي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۳۴ | مدير سايت
،

بي انتهاي زندگي...

از اين جا بود كه آغاز شد...

پايان سرابي بيش نيست!

اما اكنون ...

اكنون مهمان آرزوهايم(مان) باش...

مهمان اشك ها... لبخندها...

غمها...خوشي ها...

اكنون...

در بي انتها جاده زندگي...

دلنوشته ها...



پ.ن:

حوالي همين روزهاي تير ماه بود، اولين حضورمان در اين وبلاگ، اين وبلاگ گروهي با همكاراني خوب... در كنار دوستاني همراه.

دوستاني كه برخي خاموش بودند و بي صدا، و برخي با نظرات مستقيم و غيرمستقيم، خصوصي و عمومي، با كامنتي در وبلاگ يا پلاس و ايميل، شادي و شعف را برايمان به ارمغان مي اوردند و ما را انگيزه و حتي راهنمايي ميدادند.

كوتاهِ سخن آنكه، بسيار دوست داريم بدانيم در اين مدتِ يك ساله، چه كارنامه ايي از خودمان بر جاي گذاشته ايم... و نظر خوانندگان و مخاطبان اينجا را بدانيم، لذا فرم نظر سنجي اي ايجاد كرده ايم و از تمامي شما دوستاني كه اين وبلاگ را به هر نحو، پيگير هستيد، خواهشمنديم تا با پر كردن اين فرم، ما را در رسيدن به نتايج دقيق تر و پر بارتر، ياري رسانيد.

لازم به يادآوري آنكه، بسيار مايليم كه اين يك بار، دوستان و خوانندگان خاموشي كه از طريق فيدخوانها و يا به طرق ديگر و بي سر و صدا و نظري، اينجا را دنبال ميكنند، افتخار دهند و نظراتشان را اعلام كنند تا هم در ايجاد روحيه ادامه دادن براي ما كمكي شود، هم شايد بتوانيم به سلايق بيشتري پوشش دهيم.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۳۴ | مدير سايت
،

نرگسش عربده جوي و لبش افسوس كنان

زلف آشفته و خوي كرده و خندان لب و مست
پيرهن چاك و غزل خوان و صُراحي در دست

نرگسش عربده جوي و لبش افسوس كنان
نيم شب، دوش به بالين من آمد، بنشست 

سر فراگوش من آورد به آواز حزين        
گفت: «اي عاشق شوريدۀ من، خوابت هست؟»

عاشقي را كه چنين بادۀ شبگير دهند        
كافر عشق بود گر نشود باده پرست

برو اي زاهد و بر دُردكشان خرده مگير        
كه ندادند جز اين تُحفه به ما روز اَلَست

آن چه او ريخت به پيمانۀ ما نوشيديم        
اگر از خَمر بهشت است وگر بادۀ مست

خنده جام مِي و زلف گره گيرِ نگار        
اي بسا توبه كه چون توبۀ حافظ بشكست

حافظ


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۳۳ | مدير سايت
،

و بمان!‏

كاغذ باش
برسان خود را به يار
دو سه شب قبل از بهار
و بمان

* برشي از "نامه هاي اسفند"ِ گروه "دنگ شو"، فوق العاده و شنيدني ست.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۶:۳۳ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 9
بازديد امروز : 1804
بازديد ديروز : 6454
بازديد كل : 60285

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان