شعر

تو بتاب و گل بيفشان، گل آفتابگردان!‏

تو چراغ آفتابي، گل آفتابگردان!
نكند به ما نتابي، گل آفتابگردان!

گل آفتاب ما را، لب كوه سر بريدند
نكند هنوز خوابي،  گل آفتابگردان؟

نه گلي فقط، كه نوري، نه كه نور، بوي باران
تو صداي پاي آبي، گل آفتابگردان!

نفس بهار دستت، من و روزگار مستت
قدح پر از شرابي، گل آفتابگردان!

نه گلي نه آفتابي، من و اين هواي ابري
نكند به ما نتابي، گل آفتابگردان؟

تو بتاب و گل بيفشان، "سر آن ندارد امشب
كه بر آيد آفتابي"، گل آفتابگردان!

سعيد بيابانكي
از كتاب "نامه هاي كوفي"

* مكش انتظار ديگر، گل آفتابگردان / كه سپيده خورده خنجر، گل آفتابگردان.......خسرو احتشامي

** دوست دارم شعر ش رو.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۵ | مدير سايت
،

آزاد و رها

ترانـۀ باد
براي قاصدك هم
شعر بي ‌وزني است...

محمد درودگري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۵ | مدير سايت
،

رفتن؛ رسيدن است...‏‏

موجيم و وصل ما، از خود بريدن است
ساحل بهانه اي است، رفتن رسيدن است


تا شعله در سريم، پروانه اخگريم
شمعيم و اشك ما،در خود چكيدن است

 ما مرغ بي پريم، از فوج ديگريم
پرواز بال ما، در خون تپيدن است

 پر مي كشيم و بال، بر پرده ي خيال
اعجاز ذوق ما، در پر كشيدن است 

 ما هيچ نيستيم، جز سايه اي ز خويش
آيين آينه ، خود را نديدن است

 گفتي مرا بخوان، خوانديم و خامشي
پاسخ همين تو را، تنها شنيدن است

 بي درد و بي غم است، چيدن رسيده را
خاميم و درد ما، از كال چيدن است


قيصر امين پور

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۴ | مدير سايت
،

من و تو، به سان كوه ها...‏‏

كوه‌ ها با هم‏ند و تنهايند
همچو ما؛ با همانِ تنهايان!‏
 


احمد شاملو

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۴ | مدير سايت
،

خوشه انگور سياهم را سپردم به خمره... دارد شراب نابي ميشود...‏

دلتنگي
خوشه انگور سياه است
لگدكوبش كن
لگدكوبش كن
بگذار ساعتي
سربسته بماند
مستت مي‏‏كند اندوه

شمس لنگرودي* عكس از اينجا
* انتخاب و همراهي عكس و شعر، از ايشون، خيلي هم عالي و تحسين برانگيز :)

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۳ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 7
بازديد امروز : 1780
بازديد ديروز : 6454
بازديد كل : 60261

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان